balate معنی فارسی کائوچو واژههای دیگر با معنی «کائوچو» rubber plant درخت کائوچو rubber لاستيک، کائوچو، قندران caoutchouc قندران، کائوچو، لاستيک hevea rubber لاستيک طبيعي، کائوچو natural rubber لاستيک طبيعي، کائوچو india rubber لاستيک، کائوچو gutta percha هيدرو کربن صمغ گياهي درختان مختلف، کائوچو.