دیکشنری فارسی

baldcypress

معنی فارسی

سروگر گرسرو

معنی کامل و مثال‌ها

/bôld´sī´prǝs/n., adj.

● (گیاه شناسی) سروگر، دار تالاب، سرو مردابی (Taxodium به ویژه T. distichum)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن