دیکشنری فارسی

baldhead

UKbɔːldhed

معنی فارسی

ادم طاس

معنی کامل و مثال‌ها

/-hed´/n.

آدم کچل، سرتاس، کل، گر

(پرنده) دارای پر سفید بر سروگردن، سپیدسر

ریشه و کاربرد

Noun

A person who has a bald head; a person with no hair on their scalp.

ریشه

Compound of 'bald' + 'head'.

مثال

  • The baldhead was easily spotted in the crowd.
  • He is a baldhead by choice, not by nature.
  • The sun was glaring off the baldhead's scalp.

ترکیب‌های رایج

Baldhead man Baldhead woman

واژه‌های دیگر با معنی «ادم طاس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن