دیکشنری فارسی

baldhead

UKbɔːldhed

معنی فارسی

ادم طاس

معنی کامل و مثال‌ها

/-hed´/n.

● آدم کچل، سرتاس، کل، گر

● (پرنده) دارای پر سفید بر سروگردن، سپیدسر

ریشه و کاربرد

ریشه

Compound of 'bald' + 'head'.

مثال

  • The baldhead was easily spotted in the crowd.
  • He is a baldhead by choice, not by nature.
  • The sun was glaring off the baldhead's scalp.

ترکیب‌های رایج

Baldhead man Baldhead woman

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person whose head is bald

واژه‌های دیگر با معنی «ادم طاس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن