دیکشنری فارسی

ball and chain

معنی کامل و مثال‌ها

● غل و زنجیر، زنجیر و وزنه‌ی گرد آهنی (که برای جلوگیری از فرار به زندانی می‌بستند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. heavy iron ball attached to a prisoner by a chain

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن