دیکشنری فارسی

balneal

معنی فارسی

وابسته به حمام و حمام کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bal´nē ǝl/adj.

● (نادر) وابسته به حمام و حمام کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن