balsam
US'bɔlsəm
معنی فارسی
بلسان درخت گل حنا
معنی کامل و مثالها
/bôl´sǝm/n., adj.
● (انواع رزینهای معطر که از گیاهان مختلف به دست میآیند و حاوی اسید بنزوئیک یا اسید سینامیک هستند) بلسان
● انواع مرهمها و داروهای دارای بلسان
● هر چیز آرامبخش و شفابخش، مرهم
her words were balsam to my worries
حرفهای او مرهمی بر نگرانیهای من بود.
● انواع گیاهانی که از آنها گونههای مختلف بلسان به دست میآید (مثلا: balsam fir)
● (گیاه شناسی) گونههای مختلف جنس گل حنا (Impatiens به ویژه: Garden balsam)
● (گیاه شناسی) وابسته به تیرهی Balsaminaceaes و ردهی Geraniales که از گیاهان دو لپهای است
تعریف انگلیسی
noun
- any seed plant yielding balsam
- any of various fragrant oleoresins used in medicines and perfumes
- an ointment containing a fragrant resin