دیکشنری فارسی

bamboo

UKbæmbuː USbæm'bu:

معنی فارسی

خيزران ني هندي عصاي خيزران

معنی کامل و مثال‌ها

/bam bōō´/n., adj.

● (گیاه شناسی) نی، خیزران، نی هندی، قمیش (از زیر تیره‌ی Bambusoideae)، کربه

● وابسته به نی یا خیزران، نی مانند، نی‌سان

● ساخته شده از چوب نی یا خیزران، حصیری

تعریف انگلیسی

noun
  1. the hard woody stems of bamboo plants; used in construction and crafts and fishing poles
  2. woody tropical grass having hollow woody stems; mature canes used for construction and furniture

واژه‌های دیگر با معنی «خيزران»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن