ban item معنی فارسی غير مجاز کالاي ممنوع الورود واژههای دیگر با معنی «غير مجاز» unwarranted غير مجاز، ناروا، بي جهت illigal character دخشه غير مجاز، کاراکتر غير قانوني، کاراکتر غير مجاز forbidden band نوار غير مجاز illicit advertising تبليغ غير مجاز butt-ending ضربه غير مجاز با انتهاي چوب pass interference جلوگيري غير مجاز حريف از گرفتن پاس impermissible ناروا، غير مجاز exclusion area منطقه ممنوعه، منطقه غير مجاز از نظر دسترسي water bailiffs مامور تفتيش کشتيها در بندر، مامور جلوگيري از صيد غير مجاز jacklight ماهيگيري غيرمجاز در شب بکمک نورافکن، نورافکن براي شکار غير مجاز در شب