bandy (1)
معنی کامل و مثالها
/ban´dē/vt.
● فرستادن و (در مقابل) دریافت کردن، مبادله کردن، رد و بدل کردن
the ideas bandied back and forth between producers and writers
عقایدی که مرتبا بین نویسندگان و کارگردانان مبادله میشد
● (شایعات و حرفهای مفت را) تکرار کردن، پراکندن
the reports being bandied about are completely false
گزارشهایی که دهان به دهان میگردد کاملا دروغ است.
● حرف رد و بدل کردن، بگومگو کردن
don't bandy words with him; he is very testy
با او یک و دو نکن، خیلی زودخشم است.