bang (1)
معنی کامل و مثالها
/baŋ/vt., n., adv., interj.
● (صدای خوردن دو چیز جامد به هم) ترق تروق، بنگ، دنگ
he closed the door with a bang
او در را دنگی بست (محکم بست).
● (صدای انفجار) ترق
they held their ears and waited for the bang
آنها گوشهای خود را گرفتند و منتظر صدای انفجار شدند.
I heard the bang of the rifle
صدای در رفتن (یا شلیک) تفنگ را شنیدم.
● (با سر و صدا) ضربه زدن، کوبیدن، زدن، (با صدای بنگ) بستن، (با خشونت یا بیدقتی) بهکار بردن یا عمل کردن
the children banged on the door
بچهها در را تاق تاق کوفتند.
don't bang the door!
در را محکم نبند!
he banged his fist on the table
با مشت محکم بر میز کوبید.
she banged her head against the shelf
سرش محکم به طاقچه خورد.
she banged me on the head
او دنگی زد تو سرم.
● (عامیانه) اشتیاق، شور و شوق، هیجان، شور، اثر یا نیروی ناگهانی، شدید و ناگهان، یکهو، یهو
to start with a bang
با شوق تمام آغاز کردن
an idea hit him with a bang
ناگهان فکری به سرش زد.
he ran bang against the wall
او محکم به دیوار خورد.
● (با سرعت و تلق تلق کنان) حرکت کردن، رفتن
we grabbed our coats and banged down the stairs
پالتوهای خود را برداشتیم و (گرپ گرپ کنان) از پلهها سرازیر شدیم.
a train banging along down the valley
یک قطار راه آهن که تلق تلق کنان در سرازیری دره حرکت میکرد.
● لذت، کیف
simply for the bang of it!
فقط به خاطر لذت آن!
* bang about (or around)
با سروصدای زیاد (ترق تروق) کاری را انجام دادن
* bang goes (something)
با عدم موفقیت یا شکست مواجه شدن، ناکام شدن
* bang in the middle of (something)
درست وسط (چیزی)
* bang one's head against a brick wall
نیروی خود را به هدر دادن و به جایی نرسیدن
* bang out a tune (on a musical instrument)
بد نواختن
* bang someone
(خودمانی - ناپسند) سفت گاییدن
* bang someone (or something) about
صدمه زدن به، با خشونت رفتار کردن نسبت به
* bang up
صدمه زدن به، ضربه زدن یا خوردن
the area roughnecks banged him up
اوباش محله او را له و لورده کردند.
* get a bang out of (something)
(از چیزی) لذت بردن
* start (or go) with a bang
با موفقیت آغاز یا انجام شدن
* with a bang
با موفقیت، با کامیابی
the film went over with a bang
آن فیلم خیلی گرفت.
to start off with a bang
با موفقیت آغاز شدن یا کردن