bank (3)
معنی کامل و مثالها
/baŋk/n., vt.
● (در کشتیهای بزرگ قدیم که اسرا در آن پارو میزدند)، نیمکت پاروزنان
● پاروزنان بیگار
● ردیف پاروها
● ردیف هر چیز
a bank of lights
ردیف چراغ
● (در پیانو و هر چیز کلید دار) ردیف کلیدها
● ردیف کردن
● (روزنامه) عنوان ثانوی مقاله (که زیر عنوان اصلی و با حروف کوچکتر است)
● (قدیمی) نیمکت