دیکشنری فارسی

banker (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● بانکدار، صاحب و مدیر بانک (خصوصی)، مدیر یا کارمند ارشد بانک

● (در قمار) نگهدار ژتون ها یا پول، مادر حساب

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن