دیکشنری فارسی

banquette

معنی فارسی

زمين بلند درپشت بارويا استحکام ديگر ،

نشيمن گاه ، پياده رو

معنی کامل و مثال‌ها

/baŋ ket´/n.

● (ارتش - در پیشرفتگی سنگر یا جان پناه) سکوب مسلسل‌چی، جای تیرانداز

● (جنوب ایالات متحده) راهی که از زمین‌های اطراف بلندتر باشد، پیاده رو

● (به ویژه کنار دیوارهای رستوران) نیمکت تشک دوزی شده

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'banquette', from Italian 'banchetta', diminutive of 'banca', bench.

مثال

  • We sat on the banquette in the corner of the restaurant.
  • The banquette seating in the cafe was comfortable and cozy.
  • They installed a new banquette in the dining area.

ترکیب‌های رایج

Sit on banquette Upholster banquette Install banquette

تعریف انگلیسی

noun
  1. an upholstered bench

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن