دیکشنری فارسی

bantling

معنی فارسی

بچه (بيشتردرمقام تحقير)

معنی کامل و مثال‌ها

/bant´liŋ/n.

(قدیمی - به نشان تحقیر) بچه، کره خر

مترادف‌ها

noun
Infant, babe, baby, chit, brat, nursling, suckling, bairn, little child, little one, young one.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن