bantling
معنی فارسی
بچه (بيشتردرمقام تحقير)
معنی کامل و مثالها
/bant´liŋ/n.
● (قدیمی - به نشان تحقیر) بچه، کره خر
مترادفها
noun
Infant, babe, baby, chit, brat, nursling, suckling, bairn, little child, little one, young one.
بچه (بيشتردرمقام تحقير)
/bant´liŋ/n.
● (قدیمی - به نشان تحقیر) بچه، کره خر
noun
Infant, babe, baby, chit, brat, nursling, suckling, bairn, little child, little one, young one.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن