baptismally معنی فارسی تعميد غسل تعميد نام گذاران واژههای دیگر با معنی «تعميد» baptism تعميد، غسل تعميد، نام گذاران baptize تعميد دادن، نام گذاري کردن، بوسيله تعميد نامگذاري کردن baptist تعميد دهنده pedobaptism تعميد کودکان font حوض براي آب تعميد، ظرف براي نگاهداري آب مقدس، انبار rebaptize دوباره غسل تعميد دادن، نام تازه دادن particular baptists گروهي از تعميد کنندگان christen نام گذاردن (هنگام تعميد)، باتشريفات نام گذاردن immersionism عقيده به غسل ارتماسي در تعميد Mennonite فرقه اي از مسيحيان مخالف تعميد.