baptiste USbəp'tıst معنی فارسی تهيه شده واژههای دیگر با معنی «تهيه شده» lyonnaise باپياز تهيه شده، پياز دار. catchpenny تهيه شده براي پول دراوردن، تله پول. air target mosaic مجموعه عکسهاي تهيه شده از هدف، عکس موزاييک هدفهاي هوايي nsfnet يک شبکه گسترده تهيه شده توسط دفتر، محاسبات علمي پيشرفته در موسسه ملي علوم، براي انجام عمليات غيرنظامي طراحي وزارت lime paste آهک شکفته شده و آماده براي تهيه بتن private member's bill طرح تهيه شده به وسيله يکي از نمايندگان، مجلس post script مطلبي که در هنگام تهيه نامه فراموش شده و، بعدا در ذيل نامه ذکر ميگردد index map نقشه عکسي، نقشه تهيه شده از روي عکس هوايي curriery چرم سازي، محل تهيه چرم دباغي شده براي کار foundry proof (چاپخانه)، نمونه غلط گيري شده براي تهيه کليشه يا، گراور.