دیکشنری فارسی

bard (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bärd/n., vt.

● (از ریشه‌ی عربی) زره اسب، (اسب را) زرهپوش کردن (barde هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن