پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
bare-bones
معنی کامل و مثالها
/-bōnz´/adj.
●
اساسی، ضروری، حداقل لازم برای انجام کاری
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن