دیکشنری فارسی

barge

UKbɑːdʒ USbɑ:dʒ

معنی فارسی

دوبه کرجي

معنی کامل و مثال‌ها

/bärj/n., vt.

قایق ته پهن، کلک، طراد، دوبه

barge traffic on Karoon

رفت و آمد طرادها در رود کارون

کشتی بزرگ تفریحی

the barge Cleopatra sat on was of beaten gold

کرجی که کلئوپاترا بر آن سوار بود از طلای مزین ساخته شده بود.

(نیروی دریایی امریکا) ناوچه‌ی ویژه‌ی افسر ارشد (از سروان بالاتر)

(خودمانی) قایق قراضه

(با طراد) حمل کردن

amunitions were barged up the river

مهمات توسط قایق به بالای رودخانه ترابری می‌شد.

آهسته و به طور بی قواره حرکت کردن

(وارد یا خارج محلی شدن) با بی ادبی، سرزده و گستاخ‌وار آمدن یا رفتن

he barged into the room and interrupted our talk

با پررویی وارد اتاق شد و صحبت ما را قطع کرد.

تنه زدن به، هل دادن، خوردن به (با into)

it is hard to shop in the bazaar because the people keep barging into you

خرید در بازار سخت است چون مردم مرتب به آدم تنه می‌زنند.

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Old French 'barge', from Latin 'barca', meaning boat.

مثال

  • The barge was loaded with coal.
  • He barged into the room without knocking.
  • The barge sailed down the river.

ترکیب‌های رایج

Cargo barge River barge Barge in Barge through

تعریف انگلیسی

verb
  1. push one's way “she barged into the meeting room” “Verb Frames:” “Somebody ----s PP”
  2. transport by barge on a body of water “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
1. Vessel of state, pleasure boat, barque.
2. Boat of burden, transport.

واژه‌های دیگر با معنی «دوبه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن