bark (1)
معنی کامل و مثالها
/bärk/n., vt.
● (گیاه شناسی) پوست، پوسته، بشره، توزه
Indians used to make canoes out of tree barks
سرخپوستان از پوست درخت قایق میساختند.
● پوست درخت که در چرمسازی و رنگرزی کاربرد دارد
● cinchona
● پوست درخت را جوشاندن (به ویژه در رنگرزی و چرمسازی)
● (درخت را) پوست کندن
● (عامیانه - در اثر افتادن و غیره) پوست خود را خراشیدن
to bark one's knee
زانوی خود را خراشیدن