barquentine معنی فارسی پوست درخت بارکاس کرجي. واژههای دیگر با معنی «پوست درخت» debarkation کندن پوست درخت. ross پوست (زبر) درخت bark پوست درخت گنه گنه، پوست کندن، عوعوکردن peruvian bark پوست درخت گنه گنه quinquina (پوست) درخت گنه گنه tan bark جفت :پوست درخت بلوط ironbark درخت اوکاليپتوس آهن پوست sapwood برنچوب نرم وزنده پوست درخت. cascara قايقي که از پوست درخت درست شده .، رجوع شود به cascara sagrada tapa پارچه ساخته شده از پوست درخت توت، (Mulberry).