دیکشنری فارسی

barrator or barrater

معنی کامل و مثال‌ها

/bar´ǝ tǝr, ber´-/n.

● کسی که مرتکب barratry گردد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن