دیکشنری فارسی

barrow (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bar´ō, ber´-/n.

● (تپه‌ی کوچکی که روی قبر بسازند) گورپشته

● (انگلیس) تپه، ماهور، کتل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن