based _
معنی کامل و مثالها
● پسوند:
● برمبنای، دارای [paper-based material مادهای که بخش اصلی آن از کاغذ است]، [a milk-based drink آشامیدنی که اصل آن شیر است]
● در جای به خصوصی [space-based weapons سلاحهای مستقر در فضا]، [a Kashan-based company شرکتی که مرکزش در کاشان است]