based on a contract معنی فارسی قراردادي واژههای دیگر با معنی «قراردادي» conventional قراردادي، مصصطلح، مرسوم advice code کد قراردادي، کد قراردادي مخصوص ارسال آماد formal charge بار قراردادي agreed point نقطه قراردادي، نقطه پيش بيني شده prosign علامت قراردادي، علامت پيشوند contractual relationship رابطه قراردادي convectional current جريان قراردادي conventional current جريان قراردادي agreement water rate نرخ قراردادي آب notional aircraft هواپيماي قراردادي، هواپيماي نمونه