basilic
معنی فارسی
وريد بازويي
وابسته به ساختمان يا کليساي مربع و مجلل
معنی کامل و مثالها
/bǝ sil´ik/adj.
● (کالبد شناسی) ورید بازویی (روی عضلهی دو سر بازو)
● وابسته به ساختمان یا کلیسای مربع و مجلل (basilical هم میگویند)
وريد بازويي
وابسته به ساختمان يا کليساي مربع و مجلل
/bǝ sil´ik/adj.
● (کالبد شناسی) ورید بازویی (روی عضلهی دو سر بازو)
● وابسته به ساختمان یا کلیسای مربع و مجلل (basilical هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن