basket case
معنی کامل و مثالها
● کسی که دست و پا ندارد، بیدست و پا
● کسی که نتواند به طور عادی فعالیت کند (بیشتر به دلیل روانی)، عاجز، وامانده
● خراب، از کار افتاده، معیوب
● کسی که دست و پا ندارد، بیدست و پا
● کسی که نتواند به طور عادی فعالیت کند (بیشتر به دلیل روانی)، عاجز، وامانده
● خراب، از کار افتاده، معیوب
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن