دیکشنری فارسی

basket case

معنی کامل و مثال‌ها

● کسی که دست و پا ندارد، بی‌دست و پا

● کسی که نتواند به طور عادی فعالیت کند (بیشتر به دلیل روانی)، عاجز، وامانده

● خراب، از کار افتاده، معیوب

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن