دیکشنری فارسی

bass (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bās/n., adj.

● (آواز) بم ترین صدای مردانه (از وسط C به پایین)، باس، بم

● آوازخوان بم، آلت موسیقی بم، آهنگی که برای صدا یا آلت بم نگاشته شده باشد

● پایین ترین بخش هارمونی چهاربخشی

● (بخش صدا) بم ترین بخش باند بسامد صوتی

● وابسته به بم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن