bass (1)
معنی کامل و مثالها
/bās/n., adj.
● (آواز) بم ترین صدای مردانه (از وسط C به پایین)، باس، بم
● آوازخوان بم، آلت موسیقی بم، آهنگی که برای صدا یا آلت بم نگاشته شده باشد
● پایین ترین بخش هارمونی چهاربخشی
● (بخش صدا) بم ترین بخش باند بسامد صوتی
● وابسته به بم