دیکشنری فارسی

basset (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bas´it/n., vi.

● (زمین شناسی)

● رخنمون، برونزد

● out crop

● برجسته بودن، بیرون زدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن