دیکشنری فارسی

bat (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bat/n.

● (جانور شناسی) خفاش (راسته‌ی Chiroptera)، شب‌کور، شب‌پره

* blind as a bat

کاملا کور، نابینا

* have bats in one's (or the) belfry

(امریکا - عامیانه) خل بودن، عقاید احمقانه داشتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن