دیکشنری فارسی

bat (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/bat/vt.

● (عامیانه) چشمک زدن، چشم را باز و بسته کردن

* not bat an eye (or eyelash)

(عامیانه) تعجب خود را نشان ندادن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن