دیکشنری فارسی

bate (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bāt/vt.

● فروکش کردن، کم کردن، (از شدت چیزی) کاستن، تخفیف یافتن یا دادن

● (قدیمی) محروم کردن

* with bated breath

(به خاطر ترس یا هیجان و غیره) با نفس حبس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن