battery 2 (artill) معنی فارسی آتشبار واژههای دیگر با معنی «آتشبار» battery center مرکز آتشبار hostile battery آتشبار دشمن headquarters battery آتشبار ارکان، آتشبار قرارگاه battery headquarters ارکان آتشبار separate battery آتشبار مستقل battery commander فرمانده آتشبار gunship هليکوپتر آتشبار، هليکوپتر مسلح btry مخفف: گروه آتشبار، آتشبار suspect battery آتشبار مشکوک دشمن counter battery ضد آتشبار (توپخانه)، عمليات ضد آتشبار