battle royal
معنی فارسی
جنگ بزرگ جنگ حسابي
معنی کامل و مثالها
pl.
● (نبردی که شمار زیادی در آن شرکت میکنند) بزن بزن همگانی، کشمکش چند جانبه
● نبرد دراز و شدید، نبرد سخت، جنگ شاهانه
● مشاجرهی پر سر و صدا، جنجال، قیل و قال
when the mother-in-law arrived the party became a battle royal
وقتی مادرشوهر سر رسید مهمانی به میدان نبرد تبدیل شد.
تعریف انگلیسی
noun
- a noisy riotous fight