دیکشنری فارسی

battle-scarred

معنی کامل و مثال‌ها

/-skärd´/adj.

● دارای جای زخم‌های نبرد یا دعوا، جنگ زده

the children's battle-scarred faces

چهره‌های جنگزده‌ی کودکان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. scarred by battle

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن