دیکشنری فارسی

bawd

UKbɔːdiər USbɔd

معنی فارسی

جاکش دلاله

معنی کامل و مثال‌ها

/bôd/n.

فاحشه‌خانه‌دار، رئیس جنده‌ها، سر روسپی

(نادر) جنده، فاحشه، هرجایی

مترادف‌ها

noun
Procurer or (more commonly) procuress, pander, pimp.

واژه‌های دیگر با معنی «جاکش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن