be in possession of معنی فارسی متصرف بودن واژههای دیگر با معنی «متصرف بودن» possess دارا بودن، متصرف بودن، مالک بودن renter مستاجر، اجاره دار، اجاره کردن tenant مستاجر، اجاره دار، اجاره کردن