دیکشنری فارسی

beachcomber

UKbiːtʃkoumər US'bi:tʃ'kəumə

معنی فارسی

موج خروشان دريا و اقيانوس، ادم ولگرد.

موجي که روي شن ساحل ميخزد، موج خزنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-kōm´ǝr/n.

● (به ویژه در کرانه‌های گرمسیر) کسی که در ساحل دریا ولگردی کرده و با گدایی یا زباله کاوی و غیره زندگی می‌کند

● موجی که روی شن ساحل می‌خزد، موج خزنده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a vagrant living on a beach

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن