دیکشنری فارسی

beading

UKbiːdiŋ

معنی فارسی

تکه چوب باريک و کم عرضي که براي دکور يا صاف و

مرتب کردن لبه هاي اسباب و وسايل منزل بکار ميرود.

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

آراستن لباس (و غیره) با دانه‌های مروارید (و غیره)، منجوق، گویچه یا دانه‌ی زینتی

(مبل سازی و معماری) تزیینی مرکب از دانه یا گویچه‌های ردیف شده، تراش تسبیحی، مهره مهره

تعریف انگلیسی

noun
  1. ornamentation with beads
  2. a beaded molding for edging or decorating furniture

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن