bean
معنی فارسی
باقلا لوبيا دانه حبه
معنی کامل و مثالها
/bēn/n., vt.
● (گیاه شناسی) انواع گیاهان بنشنزا از تیرهی نخودها و جنس Phaseolus و Vigna و Dolichos که شامل گیاهان نخود و لوبیا و باقلا و بقولات دیگر میگردد
● لوبیا
green beans
لوبیا سبز
kidney beans
لوبیا قرمز
lima beans
لوبیای امریکایی، لوبیای لیما
● (لوبیا سبز) نیام، غلاف خوراکی لوبیا سبز
● هر دانهی لوبیا مانند
coffee bean
دانهی قهوه
castor bean
دانهی کرچک
● (امریکا - خودمانی) کله، مخ، مغز
every foolish idea which enters his bean
هر فکر احمقانهای که به مغزش خطور میکند
● (امریکا - خودمانی - جمع) هیچ
he doesn't know beans about sports
او دربارهی ورزش هیچ نمیداند.
● (امریکا - خودمانی) بر کله کوفتن، توسری زدن، (بیسبال) با توپ بر سر چوگانزن زدن
he was beaned by a ball and was taken to the hospital
گوی به سرش خورد و او را به بیمارستان بردند.
● (خودمانی - معمولا با: give) شکست، تنبیه، سرزنش، گوشمالی
they were ready to give the enemy beans
آماده بودند که یک گوشمالی حسابی به دشمن بدهند.
giving the opposition beans in a stinging speech
طی یک سخنرانی انتقادآمیز سخت بر مخالفان تاختن
* bean feast
(انگلیس - خودمانی) مهمانی پرسرور، جشن مسرت بخش
* full of beans
پر انرژی، پر اشتیاق، سرزنده
* I don't have a bean
(خودمانی) یک شاهی ندارم، یک غاز ندارم
* it isn't worth a bean
(خودمانی) یک شاهی نمیارزد، یک غاز هم نمیارزد
* spill the bean
(عامیانه) افشا کردن، بروز دادن
ریشه و کاربرد
ریشه
Old English bēan, of Germanic origin; related to Dutch boon and German Bohne.
مثال
- She cooked a delicious bean stew.
- He planted beans in his garden.
- I prefer green beans over kidney beans.
ترکیبهای رایج
Bean salad Bean soup Bean dip Bean stew
تعریف انگلیسی
- any of various edible seeds of plants of the family Leguminosae used for food
- any of various seeds or fruits that are beans or resemble beans
- any of various leguminous plants grown for their edible seeds and pods
- informal terms for a human head “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody”