دیکشنری فارسی

beautifully

UKbjuːtifuliː US'bju:təflı

معنی فارسی

بخوبي بطورزيبا

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a beautiful manner “her face was beautifully made up” “Derived from adjective: attractive (for: attractively), beautiful”

واژه‌های دیگر با معنی «بخوبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن