دیکشنری فارسی

beaver (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bē´vǝr/n., pl.

● (جانورشناسی) بیدستر، بادستر، سگ آبی، بتر (جونده‌ای از تیره‌ی Castoridae که در مسیر جویبارها سد می‌سازد و در دریاچه‌ی پشت سد یا تالاب بیدستر beaver pond لانه تعبیه می‌کند)، قندز، وبر

● کلاه مردانه (از خز بیدستر)

● پارچه‌ی پشمی و نمد مانند

● (امریکا - خودمانی - ناپسند) اندام تناسلی زن، کس

● (امریکا - خودمانی) فیلم یا عکس (و غیره) که اندام تناسلی زنان را نشان دهد

● (امریکا) مثل خرکار کردن، پرکاری کردن، جان کندن (معمولا با away)

they beaver away night and day

آنان شب و روز جان می‌کنند.

* eager beaver

پر کار، سخت‌کوش، مشتاق و ساعی

* work like a beaver

سخت کوشیدن، بسیار کار کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن