beaver (1)
معنی کامل و مثالها
/bē´vǝr/n., pl.
● (جانورشناسی) بیدستر، بادستر، سگ آبی، بتر (جوندهای از تیرهی Castoridae که در مسیر جویبارها سد میسازد و در دریاچهی پشت سد یا تالاب بیدستر beaver pond لانه تعبیه میکند)، قندز، وبر
● کلاه مردانه (از خز بیدستر)
● پارچهی پشمی و نمد مانند
● (امریکا - خودمانی - ناپسند) اندام تناسلی زن، کس
● (امریکا - خودمانی) فیلم یا عکس (و غیره) که اندام تناسلی زنان را نشان دهد
● (امریکا) مثل خرکار کردن، پرکاری کردن، جان کندن (معمولا با away)
they beaver away night and day
آنان شب و روز جان میکنند.
* eager beaver
پر کار، سختکوش، مشتاق و ساعی
* work like a beaver
سخت کوشیدن، بسیار کار کردن