دیکشنری فارسی

because

UKbikɔːz USbı'kɔz

معنی فارسی

زيرا زيراکه چونکه براي اينکه ازانروکه چه

معنی کامل و مثال‌ها

/bē kôz´, -kuz´; bi-/conj.

زیرا، چونکه، به دلیل اینکه، چون

he did not come to school, because he was ill

چون بیمار بود به مدرسه نیامد.

"why didn't you come?" "because I wasn't invited"

((چرا نیامدی‌؟)) ((چون که دعوت نشده بودم.))

* because of

به خاطر، به دلیل، به واسطه

he retired because of illness

به خاطر بیماری بازنشسته شد.

I succeeded because of you

تو موجب موفقیت من بودی.

مترادف‌ها

conjunction
For, since, as, for the cause that, for the reason that, on this account that, inasmuch as.

واژه‌های دیگر با معنی «زيرا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن