beck (1)
معنی کامل و مثالها
/bek/n., vt., vi.
● حرکت سر یا دست به منظور صدا زدن، اشاره، ایما
● (قدیمی) احضار کردن، (با حرکت سر یا دست) فراخواندن
* at the beck and call of
در اختیار، مطیع
she is at the beck and call of her husband
او هر چه شوهرش دستور بدهد بی چون و چرا انجام میدهد.