دیکشنری فارسی

bedding

UKbediŋ US'bedıŋ

معنی فارسی

لوازم خوابيدن ملافه پوشش تخته پهن طبقه زيرين

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n., adj.

رختخواب، تشک و لحاف و ملافه و غیره

کاه و غیره که چارپایان روی آن استراحت کنند

زیر کاری، زیر ساز، لایه‌ی زیرین، پایه، شالوده

(زمین شناسی) لایه، چینه، چینمان، بسترش

مناسب کاشتن در باغچه، باغچه‌ای

ریشه و کاربرد

ریشه

Old English beddinge ‘bedding, bed covering’, of Germanic origin; related to bed.

مثال

  • She bought new bedding for her room.
  • The bedding was soft and comfortable.
  • He changed the bedding every week.

ترکیب‌های رایج

Clean bedding New bedding Soft bedding Bedding set

تعریف انگلیسی

noun
  1. coverings that are used on a bed
  2. material used to provide a bed for animals

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن