bedding
معنی فارسی
لوازم خوابيدن ملافه پوشش تخته پهن طبقه زيرين
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/n., adj.
● رختخواب، تشک و لحاف و ملافه و غیره
● کاه و غیره که چارپایان روی آن استراحت کنند
● زیر کاری، زیر ساز، لایهی زیرین، پایه، شالوده
● (زمین شناسی) لایه، چینه، چینمان، بسترش
● مناسب کاشتن در باغچه، باغچهای
ریشه و کاربرد
ریشه
Old English beddinge ‘bedding, bed covering’, of Germanic origin; related to bed.
مثال
- She bought new bedding for her room.
- The bedding was soft and comfortable.
- He changed the bedding every week.
ترکیبهای رایج
Clean bedding New bedding Soft bedding Bedding set
تعریف انگلیسی
- coverings that are used on a bed
- material used to provide a bed for animals