دیکشنری فارسی

bedraggle

معنی فارسی

روي زمين کشيدن و چرک کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē drag´ǝl, bi-/vt.

در گل و خاک کشیدن، گل آلود و کثیف کردن، در منجلاب کشیدن

the bedraggled clothes of those beggars

لباس‌های گل‌آلود آن گدایان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن