bedraggle
معنی فارسی
روي زمين کشيدن و چرک کردن
معنی کامل و مثالها
/bē drag´ǝl, bi-/vt.
● در گل و خاک کشیدن، گل آلود و کثیف کردن، در منجلاب کشیدن
the bedraggled clothes of those beggars
لباسهای گلآلود آن گدایان
روي زمين کشيدن و چرک کردن
/bē drag´ǝl, bi-/vt.
● در گل و خاک کشیدن، گل آلود و کثیف کردن، در منجلاب کشیدن
the bedraggled clothes of those beggars
لباسهای گلآلود آن گدایان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن