bee (1)
معنی کامل و مثالها
/bē/n.
● (جانورشناسی) زنبور، منگ (از ابر تیرهی Apoidea که نیشزن و چهارباله و گروهزیاند و برخی از آنها عسل میدهند)
* bee's knees
(عامیانه) آدم مهم، کله گنده
he thinks he is the bee's knees!
فکر میکنه آدمیه!
* busy as a bee
خیلی گرفتار، دارای کار زیاد، پر مشغله
* have a bee in one's bonnet
1- مرتب دربارهی یک چیز حرف زدن و اندیشیدن، وسواس داشتن 2- خل بودن