beestings معنی فارسی شيرماک معنی کامل و مثالها /bēs´tiŋz/n.pl.● شیرماک، آغوزگاو، فله، گورماست، زهک، سمه واژههای دیگر با معنی «شيرماک» colostrum شيرماک foremilk اغوز، شيرماک.