دیکشنری فارسی

beetle (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/bēt´'l/adj., vi.

● آویخته بودن، آویزان و جلوآمده بودن، بیرون زده (beetling هم می‌گویند)

beetling cliffs

صخره‌های نیمه معلق

dark heavy brows beetling in a frown

ابروان سیاه و پر پشت که به حالت عبوس درآمده بودند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن