beforetime معنی فارسی پيشتر سابق براين معنی کامل و مثالها /-tīm´/adv.● (قدیمی) قبلا واژههای دیگر با معنی «پيشتر» formerly پيشتر، سابقاً، پيش از اين aforetime پيشتر، قبلا، سابقا previously پيشتر، قبلاً، سابقاً erst پيشتر، درگذشته wh lom پيشتر، سابقا prec مخفف: آنچه که پيشتر ذکر شده mastodon يکجور پستاندار پيل پيکر که پيشتر در روي، زمين ميزيسته است groschen (نام) سکه سيم الماني که پيشتر رواج داشت heretofore پيش ازاين، پيشتر، سابقا erenow پيش ازاين، پيشتر